محمد موسوى بجنوردى

4

مقالات اصولى ( فارسى )

هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ . « 1 » علاوه بر اين ، كتاب عام و خاص و ناسخ و منسوخ و مطلق و مقيد و مجمل و مبين دارد ، و وجود اين معانى سبب مىشود كه دلالت آن ظنى باشد . البته خواهيم گفت كه گرچه ظواهر كتاب ظنى است ، اما ظنى است معتبر ، يعنى ظن خاص است كه دليل قطعى بر حجيت ظواهر آن قائم شده است . نكتهء قابل تذكر آن است كه ، به نظر ما ، كتاب - كه همان وحى باشد - اولا و بالذات مصدر تشريع است ؛ يعنى ، به نظر ما آنچه اصل است بايد از طريق وحى برسد ، و ذات بارىتعالى قانونگذار واقعى در اين جهان هستى است . البته اين معنى گاه به وسيلهء كتاب ، يعنى همين آيات قرآنى ، است كه بر پيامبر ( ص ) نازل شده است ، و گاه نيز وحى بر پيامبر به غير شكل « قرآن » است : وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى . « 2 » يعنى ، در واقع ، هرچه ايشان به عنوان حكم و قانون بيان مىكردند از خودشان نبود ، بلكه وحى بر ايشان بود . ازاين‌رو ، بايد گفت كه ، در كار قانون‌گذارى ، رسول ( ص ) هميشه اتكا به وحى دارد : يا مىفرمايد كتاب خدا چنين است ، يا اخبار مىكند - كه در اين مورد نيز مدرك همان وحى است . سؤال ديگر اين است كه نسبت سنت - كه خود نيز يكى از ادلهء اربعه است - به كتاب چيست و سنت چه مقامى دارد . با توجه به آنچه گذشت ، مسائل مورد بحث در اين زمينه را تحت عناوين زير مورد بررسى قرار مىدهيم : ( 1 ) حقيقت وحى ؛ ( 2 ) مسئلهء تحريف ؛ ( 3 ) حجيت ظواهر كتاب ؛ ( 4 ) نسبت سنت به كتاب و قابليت تخصيص عام كتابى به خبر واحد ؛ ( 5 ) نسخ ، و فرق ميان نسخ و بدأ . 1 . حقيقت وحى ما قائليم كه وحى بر رسول الله نازل مىشده ، و نيز بر ائمهء اطهار الهام مىگرديده است . مسئلهء وحى از مسائل بسيار مشكل است . مرحوم صدر المتالهين در كتاب « اسفار » و كتاب « شواهد الربوبيه » و مرحوم حاج ملا هادى سبزوارى در « منظومه » و « حاشيه بر شواهد

--> ( 1 ) « آل عمران » ، 7 . ( 2 ) « نجم » ، 3 و 4 .